![]() |
![]() |
|
| ای که گفتی عشق را درمان ز می کن من ز عشق آنقدر مستم که گم کردم در میخانه را |
|
سلام به همه عاشقا سلامی گرم به گرمای تنور، به گرمای فر اجاق گاز وای گفتم فر یادم افتاد به پیتزا آخ که گشنم شد. خب بدارین یه چیز خوشمزه براتون بنویسم اما قبلش میخوام از مریم جون تشکر کنم که دستور درست کردنش را بهم یاد داد. امروز میخوام دستور آماده کردن خمیر نون پیتزا را بهتون آموزش بدم ( از طرف مریم جون ) خب حالا اگه رفتی و طرز تهیه و مواد لازم را خوندی باید نظر تو بنویسیا قربون دایی
مواظب خوشگلیاتون باشین داش نیما ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 12:21 توسط داش نیما |
|
|
سلام بر دوستان عزیز خیلی خیلی خیلی ببخشید حدود یک سال و اندی میشه که آپ نکردم
یه عذر خواهی دیگه هم میکنم بخاطر اینکه یه کوچولو ضد خانومها مینویسم امیدوارم منو ببخشن پاسبانی مردي را ديد به راهي و گفتا : كيستي؟ گفت:فردي بي خيال و فارغ و آزاده ام. گفت:خيلي شاد هستي باده لابد خورده اي گفت:هم از باده خور بيزار و هم از باده ام. گفت:از جام وصال نازنيني سرخوشي؟ گفت:از شهوت پرستي هم دگر افتاده ام گفت:پس چرا چون مرغک آزاد و چون رمه بی پروا مي چري؟ گفت:زيرا چون سگي هستم كه بي قلاده ام. گفت:پس شايد قماري كرده پولي برده اي؟ گفت:من در راه برد و باخت پا ننهاده ام. گفت: پولي از دكان يا خانه اي كش رفته اي؟ گفت:دزدي هم نمي چسبد به وضع ساده ام. گفت:لابد ثروتي داري و دل شادي به پول؟ گفت:من مستضعف و مسكين مادر زاده ام. گفت:آيا راستي آهي نداري در بساط؟ گفت:خود پيداست از اين وصله ي لباده ام. گفت:گويا كارمند ساده اي يا كارگر؟ گفت:بي كارم ولي از بهر كار آماده ام. گفت بیکاری و بی پولی؟ پس این شادی ز چیست؟ مواظب خوشگلیاتون باشین داش نیما |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 20:0 توسط داش نیما |
|
|
منزلگه داش نیما پل ارتباطی شما با داش نیما موزه دل نبشته و دست نبشته ها |
| دو کلوم از داش نیما |
زندگی یک گل سرخ است پر از عطر و پر از خار و پر از برگ لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و خارو گل و برگ همه همسایه دیوار به دیوار همند... تا مرز خواستن ، قسمت نما اراضی اندیشه مرا دروازه ای بساز ، با دست مهر خویش تا رهگذر یاد تو از آن گذر کند .... |
|
RSS
|