![]() |
![]() |
|
| ای که گفتی عشق را درمان ز می کن من ز عشق آنقدر مستم که گم کردم در میخانه را |
|
بسمه تعالی پروردگار محترم؛ با درود احتراماً، نظر به اينکه طي بررسي هاي به عمل آمده توسط اينجانب،داش نيما . ب تمام نعمات و افاضات حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي به اين حقير، به هيچ جايي نرسيده و موجبات شرمساريِ نسل بشريت را فراهم آورده ام، متمني است پيرو تبصره ی سوم ، بند اول قرارداد آفرينش، مورخ ۱/۱/۱، معقده فيمـابين ابرجد اينجانب- مشهور به <<آدم >> و حضرتعــالي، استـعـفـاي اين حقير را از مقامِ « انسانيت » بپذيريد. بديهي است مِن بعد اينجانب هيچ گونه مسؤليتي در قبال انساني بودن رفتار و گفتار خويش را نخواهم پذيرفت. مستدعي است در صورت نياز به اخذ حيات، لطفا مراتب را هر چه سريعتر به اطلاع عزرائيل رسانده و اقدامات مقتضی را معمول فرمائيد. و من الله توفيق، رونوشت : ببخشيد ديگه من نتونستم منبع اين متن را ذکر کنم آخه اگه راستشو بخواين اينو داداش گلم برام ايميل کرده بود که چون ديدم نامه قشنگی هستش گفتم بذارم تو بلاگم تا شما ها هم بخونين. اميدوارم لذت ببرين. پاينده باشين و پيروز قربون همگيتون مواظب خوشگلیاتون باشین داش نيما |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 0:38 توسط داش نیما |
|
|
منزلگه داش نیما پل ارتباطی شما با داش نیما موزه دل نبشته و دست نبشته ها |
| دو کلوم از داش نیما |
زندگی یک گل سرخ است پر از عطر و پر از خار و پر از برگ لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و خارو گل و برگ همه همسایه دیوار به دیوار همند... تا مرز خواستن ، قسمت نما اراضی اندیشه مرا دروازه ای بساز ، با دست مهر خویش تا رهگذر یاد تو از آن گذر کند .... |
|
RSS
|