تبليغاتX
عاشقترین عاشق
ای که گفتی عشق را درمان ز می کن من ز عشق آنقدر مستم که گم کردم در میخانه را
با درود بیکران به دوستان عزیز

میخواستم مطالبی در خصوص عیدهای ایران باستان بذارم تا بدونین چرا ما ایرانی ها این قبیل مراسم را محترم و مهم میدونیم یا به عبارتی فلسفه مراسم و عیدهامون چی هست

چهارشنبه سوری نزدیکه و بعدشم نوبت عید نوروزه

و اما وجه تسمیه و علت برگزاری این مراسم

البته اینا همه خلاصه ای از دلیل برگزاری هستش که اگه بخوام بیشتر بنویسم از حوصله دوستان عزیز بیننده و خواننده خارج میشه پس خرده نگیرین و به همین مطلب بسنده کنین

باشد تا در فرصت مناسب مباحث تکمیلی را هم در همین خصوص براتون بنویسم

منبع : سالنمای راستی

چهارشنبه سوري؛ آيين‌ها و ريشه‌ها

چهارشنبه سوري نام واپسين چهارشنبه‌ي تقويم خورشيدي ايراني است، كه شب آن با رسوم و آيين‌هايي ويژه، خصوصاً پرش از روي آتش مشخص مي‌شود. نام‌هاي محلي گوناگون اين روز عبارت است از: گول چارشمبه (اردبيل)، گوله گوله چارشمبه (گيلان)، كوله چووارشمبه (كردستان)، چووارشمبه كولي (قروه، نزديك سنندج)، و چارشمبه سرخي (اصفهان). برخي دانشمندان واژه‌ي «سوري» را با «سور» (ميهماني، جشن) ارتباط داده و آن را به معناي «وابسته به سور، جشن‌آميز» گرفته‌اند، برخي ديگر، به طور موجه‌تري، سور را گونه‌اي ديگر از واژه‌ي سرخ مي‌پندارند (مانند گل سوري ”گل سرخ“) و آن را اشاره‌اي به خود آتش يا به «سرخي»، به مفهوم تن‌درستي يا بلوغ، كه به طور فرضي با پرش از روي آتش به دست مي‌آيد، مي‌انگارند. كاربرد عنوان متفاوت چارشمبه سرخي در اصفهان و قرار داشتن گونه‌ي گويشي رايج سور در برابر سرخ، تأييد ديگري است بر اين ديدگاه.

 

 

نوروز باستانی

هفت سين

هفت سين به معناي هفت قلم شيئي كه نام آن‌ها با حرف «س» (سين) آغاز مي‌شود، يكي از اجزاي اصلي آيين‌هاي سال نو است كه بيشينه‌ي ايرانيان آن را برگزار مي‌كنند. اين اقلام از روی سنت در سفره‌ي هفت سين چيده و به نمايش گذاشته مي‌شوند. اين سفره‌اي است كه هر خانواده‌اي بر روي زمين (يا بر روي ميز) در اتاقي كه معمولاً به ميهمانان گرامي اختصاص داده شده مي‌گسترد و اين اقلام بر روي آن قرار داده مي‌شود: در بالاي سفره (در دورترين فاصله از در) آينه‌اي گذاشته مي‌شود، كه در دو طرف آن شمع‌دان‌هايي داراي شمع نهاده شده (از روی سنت مطابق با شمار فرزندان خانواده)، در پايين آن نسخه‌اي از قرآن (از شاهنامه يا ديوان حافظ نيز استفاده مي‌شود)، تُنگي كه معمولاً حاوي يك ماهي لايي (بسياري از خانواده‌ها يك كوزه آب باران را كه قبلاً جمع آوري شده و/ يا كاسه آبي كه حاوي برگ سبز انار، نارنج، يا شمشاد است نيز مي‌افزايند)، ظرف‌هاي حاوي شير، گلاب، عسل، شكر، و (1، 3، 5 يا 7 عدد) تخم مرغ رنگ‌آميزي شده گذاشته مي‌شود. مركز سفره عموماً با گل‌داني از انواع گل‌ها، معمولاً سنبل و شاخه‌هاي بيدمشك فروگرفته مي‌شود. كنار آن، سبزه و دست‌كم شش قلم ديگر كه با حرف سين آغاز مي‌شوند (تشريح شده در زير)، ظرفي حاوي ميوه (از روی سنت سيب، پرتقال، انار، و به)، چند نوع نان (اغلب شيرين)، ماست و پنير تازه، شيريني‌هاي گوناگون، آجيل (مخلوط خشك و بو داده شده‌ي تخم‌هاي نخودچي، خربزه، گندم برشته، برنجك، و فندق و گردو، كه همگي با كشمش آميخته ‌شده‌اند) قرار داده مي‌شود.

جشن زایش اشو زردشت

ششمین روز فروردین که بنا به نظر بسیاری محققان و موبدان زرتشتی، سالروز تولد زردشت اسپنتمان است، به نوروز بزرگ معروف است. دراین روز زردشیان در آتشكده‌های هر شهر گردهم می آیند، به سخنراني‌هاي مذهبي گوش مي‌دهند، اوستا مي‌خوانند و تولد پيامبرشان را جشن مي‌گيرند. آب پاشیدن به همدیگر، دود کردن اسپند و پخش کردن سنجد و آویشن نیز از دیگر مراسم‌های این جشن است.
گاتاخواني، دف زني و سخنراني در مورد تاريخچه نوروز و جشن زايش زردشت از جمله برنامه‌هاي اين مراسم می باشد. حضور در نيايشگاه شاور اهرام ايزد و ساير نيايشگاه‌ها و مكان‌هاي مقدس ديني در صبح روز ششم فروردين از ديگر آيين‌هاي بزرگداشت زايش زردشت است، كه در همه شهرهاي زردشتي نشين برگزار مي‌شود.

سیزده به در

جشن سيزده فروردين ماه روز بسيار مبارک و فرخنده است. ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمتري دارند آن روز را نحس مي دانند و براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانهً خود کنار جويبارها و سبزه ها مي روند و به شادي مي پردازند. تا کنون هيچ دانشمندي ذکر نکرده که سيزده نوروز نحس است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقيه جدولي براي سعد و نحس آورده شده که در آن سيزده نوروز که تير روز نام دارد کلمهً ( سعد ) به معني فرخنده آمده و به هيچ وجه نحوست و کراهت ندارد.  بعد از اسلام چون سيزدهً تمام ماه ها را نحس مي دانند به اشتباه سيزده عيد نوروز را نيز نحس شمرده اند. وقتي دربارهً نيکويي و فرخنده بودن روز سيزدهم نوروز بيشتر دقت و بررسي کنيم مشاهده  مي شود موضوع بسيار معقول و مستند به سوابق تاريخي است. سيزدهم هر ماه شمسي که تير روز ناميده مي شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندي است که " تير " نام دارد و در پهلوي آن را تيشتر مي گويند. فرشتهً مقدس تير در کيش مزديسنا مقام بلند و داستان شيريني دارد. ايرانيان قديم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادي کردن که به ياد دوازده ماه سال است، روز سيزدهم نوروز را که روز فرخنده ايست به باغ و صحرا مي رفتند و شادي مي کردند و در حقيقت با اين ترتيب رسمي بودن دورهً نوروز را به پايان ميرسانيدند.

سبزه گره زدن

افسانهً آفرينش در ايران باستان و مسئلهً نخستين بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتي دربارهً کيومرث حائز اهميت زيادي است. در اوستا چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر ناميده است. گفته هاي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و انبياء و گفته هاي مسعودي در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بيروني در کتاب آثار الباقيه بر پايهً همان آگاهي است که در منابع پهلوي وجود دارد. مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوي کيومرث بودند روز سيزده فروردين براي اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحي شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پايهً ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام ميدادند و امروز هم دختران و پسران براي بستن پيمان زناشويي نيت مي کنند و علف گره مي زنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولي در زمان هخامنشيان دوباره شروع شده و تا امروز باقي مانده است. در کتاب مجمل التواريخ چنين آمده " اول مردي که به زمين ظاهر شد پارسيان او را کل شاه گويند. پسر و دختري از او ماند که مشيه و مشيانه نام گرفتند و روز سيزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بي پادشاه بماند " . چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهاي ايران و عراق که زرتشت را از خود مي دانند روز سيزدهم فروردين را جزو جشن نوروز به حساب مي آورند.

 

راستی عید نوروز بر همه شما عزیزان مبارکباد

سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد

آوای خوش هزار تقدیم تو باد

گویند لحظه ایست روییدن عشق

آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

 

پایدار باشیدو سبز

بدرود

داش نیما

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 14:48  توسط داش نیما | 

***چگونه خواستگاری کنیم***

خود آموز ابراز علاقه برای خانومها

در 2 دقیقه بیاموزید که چگونه آقا پسری را که دوستش دارید تور بزنین

آقایان خانومها!! درخواستهای مکرری از دوستان در خصوص تهیه خودآموزی برای خانومها در خصوص روشهای ابراز تمایل به ازدواج، دریافت کردیم که منو مصمم کرد این دستورالعمل را هر چه زودتر تهیه کنم

و اما شما آقا پسرای گل بلبل، این مطلب 100% برای شما هم مفیده!! چراکه آخرش این شمایید که باید دوزاریتون بیفته!!!

 

و اما روشهای مخ زدن و ابراز علاقه به آقا پسرا.

1- روش جوادی : یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلنگ خودشو بهت برسونه یهو غش میکنی و ولو میشی کف زمین. بعد از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر اصغر آقا قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خوای به اون شوهر کنی، مثلا به ضرب آب قند بهوش میای و وقتی چشمت به طرف میفته یهو بغضت میترکه و د گریه وقتی خوب گریه هاتو کردی و پا شدی که بری، طرف اصرار میکنه که برسونتت اما از اون اصرار و از تو انکار، خلاصه راه میفتی اما یه جوری میری که مطمئن بشی طرف میتونه تا خونتون تعقیبت کنه. تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش با اوس کریمه.

 

2- روش یاهو مسنجری: این روش اخیراً کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتاً هم بخاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نیگا کنی و این برای آماتورها کمک خیلی بزرگیه. از آیکونهای گوگوری مگوری هم میتونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی اما بدیشم اینه که بعضی وقتا توی چت یه سوء تفاهمهایی پیش میاد که خر بیار و باقالی بار کن

نکته: این روش وقتی کاربرد داره که مطلب صریح ادا بشه اما به علت این که هیچ موجود اناثی اصولاً اینکاره نیست پس بهتره که اصلاً قیدشو زد.

3- روش بچه خر خونی(مخصوصاً اگه رشته IT بخونی): همون داستان جزوه و اینا که خودت واردی برای مثال روی صفحه اول جزوه، جایی که کاملاً تو دید باشه مینویسی:

"من از لب تو منتظر یه حرف تازه ام ***** تا قشنگترین قصه عالم را بسازم"

و دور و برش را هم گل و بوته میکشی و تقدیم آقا پسر میکنی تا مثلاً بخونه و واسه امتحان آماده بشه. خیلی کار سازه حتماً نتیجه بخش خواهد بود. اینو گفتم واسه یکی از هم دانشگاهیام که تو کف یکی از پسرای دانشگاه مونده، این دختره بیچاره هم که خودشو داره تیکه پاره میکنه  پسره دربدر هم که نمیفهمه. شاید این عمل اثر بخش باشه که قطعا اثر بخشه.

نکته: از اونجایی که دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتره که روی این روش خیلی حساب نکنی!!!

4- روش خرکی: جلوی یکی از این لندکروزهای سیاه یا چمیدونم همین بنز سبزا، یهو بوسش میکنی که بدونه واسه خاطر بدبخت کردنش همه کار میکنی

5- روش آرشیتکتوری: با اینکه طرفو خیلی دوست داری حتی در برخی موارد براش میمیری(منظورم از برخی موارد، همه موارد هستش) و اگه اون نباشه زندگی واست بی معنی میشه و دست به خود کشی میزنی اما سعی میکنی باهاش جوری رفتار کنی که انگار بود و نبودش علی السویه اس. بعضی وقتا برای سنجش میزان علاقه طرف به خودت گمانه هایی هم میزنی اما اصولاً سعی میکنی که نگاه منفیت به موضوع کاملاً حفظ بشه از هر فرصت مقتضی کمال استفاده را میکنی که برای تموم این کارا یه منت مختصری هم سر بیچاره بذاری! اما از اونجایی که با تموم این حرفا بازم انتظار داری که اون پا پیش بذاره، یه وقتی به خودت میای که میبینی گیسای سرتم مثل دندونات سپید شده.

نکته: همونطور که دیدین این روش اصولاً فاقد کاربرده و برای پرهیز از اون بهتره اصلاً آرشیتکت نشین یا اگر هم شدین از نوع اناثش نباشین!!!

6- روش مذهبی خفن: چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو میکنی و آجیل مشکل گشا پخش میکنی. تو این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی، ساعت 12 شب تا 3 نیمه شب هم دعای توسل میخونی و نذر میکنی اگه حاجتت روا شد تا چهل شب هر شب تو سقاخونه آسید مم تقی یه شمع روشن کنی ..... ایشالا حاجت می گیری.

نکته: خواهر التماس دعا

7- روش از ما بهترون: لازم نیست کاری بکنی فقط انتخاب کن

8- روش بچه مثبت: طرف را به یه کافی شاپ دعوت میکنی و اونجا خیلی منطقی و معقول مسأله را بهش میگی اونم احتمالاً یه فرصتی میخواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا بله را میگه.

نکته: تا حالا چیزی خنده دار تر از این نه خونده بودم و نه نوشته بودم.

9- روش اساطیری: میری لب چشمه که آب بیاری که از قضا میبینی اونم اونجاس، یه جوری که انگار حواست نیست پات میخوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر میشه بعدش لپات گل میندازه و با عجله کوزتو پر میکنی و میری. اینجاس که طرف با خودش فکر میکنه که:

اگر با من نبودش هیچ میلی ********** چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟

خلاصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!!

نکته: این روش در طی تاریخ امتحان خودشو بخوبی پس داده و بنابراین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران، معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.

10- روش لوس گیری: یه بار یه سوسک میبینی و بنا میذاری به جیغ!!

حالا جیغ و کی جیغ. همچین از کف پات اون صداتو در میاری بیرون که نگو و نپرس، طرف هم که وضعیت رو اینجوری می بینه به هر قیمتی که شده سوسک شور بخت بیچاره را به دیار باقی میفرسته. حالا تو همچین تحویلش میگیری که انگار شیر شکار کرده، بعدشم مثلاً از ترس سوسک یه مدت خودتو میچسبونی بهش و ازش جدا نمیشی. اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره بقیش تضمین شده هستش.

11- روش بچه روستایی: یه بار با چشم گریون و صدای لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل میکنی که چطوری وقتی داشتی میومدی یه پسر چشم ناپاک تو را دید زده و بهت متلک پرونده و بعدش هقی میزنی زیر گریه. اینجاس که رگ غیرت طرف باد میکنه و دیگه حساب یارو با کرام الکاتبینه!!!

نکته: اگه کار به خون و خونریزی نکشه میتونی روی موفقیت حساب کنی. اما اصولاً زندگی با این آدم توصیه نمیشه.

12- روش آماتوری: خیلی کم حرف میزنی و زیاد عرق میکنی، چشماتو به چشماش خیره می کنی بعد یه دفعه روتو اونور میکنی که فکر نکنه به چشماش خیره شدی! ( احتمالاً اونم همینکارو میکنه ) با هم میرین فیلم مریم مقدس تو سینما خانواده، تموم طول فیلم دستاتون تو دست همه و تنها چیزی که نمیبینین فیلمه، ایمیل میزنین، تلفن میزنین، چت میکنین، بیرون میرین، دو سه ماه همینجور میگذره تا این که یه روز تو یه سفره خونه ( تو ناژوان یا همون ناژنون خودمون ) بهش میگی میدونی چیه؟ طرف هم میگه آره بابا میدونم چیه. تو هم قشنگترین لبخند دنیا را میزنی و میگی جدی میگی؟ بعد اونم بهت میگه آره جدی میگم میدونم از دست من خسته شدی، باشه میرم پی کارم واسه همیشه. تو هم همینجوری نیگاش میکنی و بازم نمیتونی چیزی بگی. بمیرم برات الهی اما تقصیر خودته.

نکته: چه پایان غم انگیزی!!

13- روش پیامک یا پیام کوتاه(همون SMS خودمون): اس ام اس های عشقولانه واسش میفرستی و اونم احتمالا با پیامک هایی از همون قبیل جوابتو میده. البته اگه جوابتونو نداد نا امید نشین بازم بفرستین. بعد یه بار که دیدینش همونجا جوری که نفهمه یه اس.ام.اس بفرستین براش بعد اونم میگه راستی من اس.ام.اس هاتونو میگیرما دستتون درد نکنه و .... بعدشم نوبت اونه که شما را اس.ام.اس بارون کنه

نکته: اینم یه جورایی مثل روش یاهو مسنجریه.

 

اما روی هم رفته و از شوخی گذشته اینو تقدیم میکنم به همه دخترای هموطنم. بخاطر اینکه ما مردا هیچوقت اجازه ندادیم که حرف دلشونو بزنن و هر بار که زدن با هزار جور تمسخر و توهین و تهمت ناروا توی دهنشون زدیم (اما خداییش هیچوقت من اینجوری نبودم، نیستم و نخواهم بود). همیشه حرف همه رو شنیدم چه دختر چه پسر. دختر و پسر که فرقی نمیکنه اما خب امیدوارم از شوخی من هم نرنجیده باشن.

دوستان، در صورت موفقیت بنده را از دعای خیرتون بی نصیب نذارین. در ضمن اگه چیزی برای تکمیل این خود آموز به نظرتون میرسه بفرستین – ثواب داره ها

پایدار باشید و سبز

بدرود

مخلص همه دوستان

داش نیما

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 22:43  توسط داش نیما | 

واقعاً فكر ميكنين شما چه زماني به شرايط ازدواج ميرسيد؟هركسي يه حرفي ميزنه و يه نظري ميده اما تمام اين نظرات از عرفها و شرايط اجتماع نتيجه ميگيره.بعضيها مسائل مادي رو وسط ميكشن و بعضيها هم دنبال عشق ميگردن.اما ديد روانشناسي قضيه با تمام اينها فرق داره.يه مبحث كاملاً پيچيده كه من سعي مي كنم اون رو به زبان ساده بگم كه قابل فهم باشه.
مسئله اينجاست كه حالات روحي افراد در زندگي شامل چند مرحله ميباشد.ولي قربونش برم بدليل خفقان اطلاعاتي كسي چيزي ازش نميدونه.عرفهاي اشتباه و قفل منطقي افراد هم مزيد بر علت ميشه تا همتون بال بال بزنين و آخرش نفهمين چكاره ايد! درصدي تو ماجرا حل ميشن و درصد بالاتري بعد از ازدواج ميفهمن كه وارد اتاقي شدند كه راه خروج نداره! ميفهمن كه اشتباه كردن و ازدواج اون چيزي رو كه بايد بهشون ميداده، نداده! ميشن مثل خيلي از پدر و مادر ها كه خود رو تلف شده ميبينن و اميدشون رو به بچه هاشون پيوند ميزنن! نهايتاً آنچنان سردر گم ميشن كه آخرش هيچ مفهومي پيدا نمي كنن. عرفها و عقايد غلط داره وادارتون ميكنه با غريزه بجنگين ولي مثل اينه كه براي رفع تشنگي دارين آب نمك ميخورين! در زندگي هر فرد چندين منحني سينوسي وجود داره كه با ورود به هركدام فرد خيلي از تفكرات و نظريات گذشته خود رو دور ميريزه و چيزهاي جديد جايگزين ميكنه.شما مسلماً افكار چهار سال پيش خودتون رو ندارين و اين دليلش پختگي شماست كه در اثر ارتباط با جهان اطراف بوجود آمده.اين منحني ها مدام بالا و پايين ميشن تا خوب پوستتون كنده بشه و گيج بشين اما بالاخره در يك زمان تبديل به يك خط كم لرزش ميشه.بياين به اين مرحله بگيم مرحله فيكس! يعني دقيقاً زمان ازدواج شما! چون شما تمام تغييرات روحي و جسميتون رو انجام داديد و تجربه هاي مختلف پيدا كرديد تا به يك ثبوت شخصيتي برسيد.اما رسيدن به اين مرحله در افراد مختلف فرق ميكنه چون كاملاً بستگي به عملكرد افراد در مرحله قبل از اون داره! مرحله اي كه من اسمش رو ميزارم مرحله توريست! به زبان ساده مثل ورود به دانشگاه ، كه تا پايه علمي قوي نداشته باشيد نميشه.هر فرد بايد قبل از ازدواج يه توريست خوب باشه.اين تمام حرف منه.اين مرحله دوران طلايي هر فرده.چون تو اين مرحله اون ارتباط داره، فرهنگ سازي ميكنه، آزمايش ميكنه، برنامه ريزي ميكنه، شكست مي خوره، پيروز ميشه و تمام اينها باعث ميشه كه فرد پختگي لازم رو پيدا كنه. درصد بالايي از جوانهاي ما مغزشون هنوز نپخته! اونها خام هستند در حاليكه فكر ميكنن كارشون خيلي درسته! اونها همدیگه رو تو دانشگاه پيدا ميكنن، بيرون ميرن، راجع به مطالب بي ربط اظهار فضل ميكنن، هم رو دوست دارن ، 2 دفعه همدیگه رو بوسيدن و آخرش بعد از 4 سال با هم ازدواج ميكنن!غافل از اينكه بعد از چند سال با عبور از يك سيكل ماهيتشون عوض ميشه و اينبار ظرفه كه تو سر هم ميشكنند! يك جفت قناري ما ميشن 2 تا كلاغ بيريخت كه حوصله هم رو ندارن! اونها شخصيتشون مثل يه گل بوده كه زير يه ظرف شيشه اي رشد كرد. باد بهش نخورده تا ريشه محكم بشه.با عبور از يه سيكل، پوچي و حس اسارت و حسرت كارهاي نكرده، زندگيشون رو ميگيره.عين والدين خيلي از ماها كه فقط يه ماسك از رضايت رو چهره دارن و هي خودشون رو گول ميزنن كه زندگي يعني همين!! مرحله توريست در زندگي جوانهاي ايراني كمرنگه اما اثرش بعد از ازدواج وحشتناكه. خيلي ها اصلاً روحشون توريسته و حالا حالاها نبايد ازدواج كنند.بعضي ها اصلاً بايد توريست بمونن. اين رو شخصيت تعيين ميكنه.ولي يه توريست خوب بعد از فيكس شدن گول نميخوره.زندگيش رو خوب جمع ميكنه.زن يا شوهر پخته ايه.زني كه رابطه جسمي و عاطفي آزاد داشته ديگه الكي اشتباه نميكنه. مرد رو ميشناسه و انتخاب صحيح ميكنه.نه مثل خيلي از دخترهاي ما كه تو پنبه بزرگ شدن، و تنها شناختشون از مرد دوست پسرشونه ، مرد رو نميشناسن ولي تو مغزشون پر از افكار جفنگه! يا مثل خيلي پسرهاي ما كه عملاً مغزشون رشد نكرده، نه زن رو ميشناسن و نه ميدونن ماهيتش چيه، دماغشون رو بگيري خفه ميشن ولي ادعاشون سر به فلك ميكشه! همش 2 تا ايده تو سرشونه كه اونهم غلطه! ولي فكر ميكنن دنيا بايد با اصول اونها اداره بشه!! مرحله توريست رو طي كنين.خودتون رو از نظر جسمي و روحي آزاد كنين. بذارين ضربه بخوريد. له بشين تا محكم بشين. تجربه بگيرين. باور كنين انتخاب درست، يه دختره كه چندين مرحله ارتباطي روحی، عشقي، جنسی (شاید این هنوز در ایران واسه خیلی از خانواده ها و دختر پسرا جا نیفتاده باشه اما توی اروپا و آمریکا این مسائل حل شده هستش پس به آقایون و خانومای عزیز مقیم ایران برنخوره) كامل داشته و بدونين اون خيلي موفقتر از يه دختر پاستوريزه است.شما بعد از ازدواج ميفهمين من چي ميگم. ولي اونوقت دير شده. وقتي با يه فرد خام ازدواج كرديد ميفهمين كه يه زن با تجربه هاي قبلي همسر و مادر بهتريه. اون حتي ميتونه كمك ذهني و برنامه ريزي داشته باشه و نه مثل يه ببو جلوتون بشينه. يه فرد بي تجربه بعد از ازدواج باري از دوشتون بر نمي داره بلكه بار خودش رو هم ميذاره رو دوشتون. باور كنين نابودتون ميكنه.يه مرد وقتي تجربه داشته باشه مسلماً پوياتره تا يه فرد قفل منطق.منظور از تجربه اين دوست بازي نيست.چون خيلي از اين روابط لوس اصلاً ارزش نداره كه بخواد به شما پختگي بده .منظور 2 نفره كه كاملاً اكتيو در تمام مسائل هم برخورد دارن.مرحله توريست هرچه موفقتر طي بشه آينده بهتري در انتظار شماست. باور كنين 80% انتخابهاي غلط، سوء تفاهمها، ضربات عاطفي، طلاق، عدم درك و مكافاتهاي بعد از ازدواج از ضعف اين مرحله هستش. در انتها باز ميگم بدليل ذهنيت اشتباه كسي رو براي زندگي انتخاب نكنين كه براي امتحان درسش رو نخونده!

+ نوشته شده در  جمعه 10 اسفند1386ساعت 22:7  توسط داش نیما | 

آدما با خاطراتشون زنده هستن. یادش بخیر اون روزا. اون روزای خوب که با کاوه(کاوولم) و احسان(اسولم یا ماحسون هم بهش میگفتیم) و امیر(معروف به امیر ابی) و محمد(ممدی) میرفتیم بیرون تو این خیابونای شلوغ میگشتیم. توی ترافیک خیابون میر و توحید چه صفایی داشت. به بزرگداشت اون روزا یه آهنگی که همش میذاشتیم را براتون میخوام بنویسم. آهنگی که همگی با هم میخوندیم. کاوه جونم هم عاشق این آهنگ بود. به یاد کاوه و ممد که در حال حاضر لندن زندگی میکنن و به یاد احسان که حالا رفته ماهشهر و داره دوران سربازیشو طی میکنه و امیر هم که دیگه رفت عسلویه و داره اونجا کار میکنه. حالا دیگه داش نیما تنها شده. از 4تا از بهترین دوستام برای مدت محدودی دور افتادم. البته امیر جون میخواد کار منو درست کنه و منم برم عسلویه البته مدت کمی اونجا میخوام کار کنم و منم برم لندن پیش بقیه رفقا وقتی احسان سربازیش تموم شد اونم میبریم و بعدش هم امیر. اگه ایزد مهر آفرین یاری کنه دوباره دور هم جمع میشیم و مثل قبل خوش میگذرونیم. اهورامزدا یار ماست.

البته باید دیگه زن بگیریم و زنامون هم توی خوشیمون شریک باشن. یعنی اکیپمون دو برابر سابق میشه

البته اگه خانوممون اجازه داد بعد با هم میریم میگردیم (حتما میگین ای بد بخت زن ذلیل) آره ما همگی زن ذلیل هستیم. اصلا اسم گروهمون گروه زن زنجیرهای ذلیل هستش. زن در اجتماع جنس برتر هستش. باید خیلی به خانوما احترام گذاشت. اصلا هر زن باید دو برابر مرد حساب بشه ها ها ها ها دختر خانوما خوششون شد آره؟

خب خوش باشین. خوشی شما هم مجازیه با همین حرفا خوش باشین وقتی رفتین خونه بخت روزی سه فصل کتک میخورین.

راستی یه رفیق دیگه هم دارم که اونم لندن هستش

مسعوده گله خیلی دلم برات تنگ شده

میام پیشت

30 بهمن ماه امتحان Structured Programing Method داشتیم. واسه قبولی التماس دعا داریم البته اگه استاد خوبم یه کمی لطفشون شامل حال ما دانشجو های گل بشه این درس را هم پاس میکنیم

خب شما چه رفیق هایی هستین  دعا کنین دیگه . دست به دعا بردارین و از خدای مهر و پاکی بخواین.

 

وایسا دنیا: رضا صادقی

 

من دیگه خسته شدم بسکه چشام بارونیه

پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه

من دیگه بسه برام تحمل این همه غم

بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم

وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی؟

واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی؟

نمیخوام چوب حراجی را به قلبم بزنم

نمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنم

نمیخوام دربدر پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شم

 

همه حرف خوب میزنن

اما کی خوبه این وسط

بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط

قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین

آره دنیا ما نخواستیم دلو با خودت نبین

نمیخوام دربدر پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شم

اینهمه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد؟

اون بلیط شانس دائم بگو قسمت کی شد؟

همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست؟

اینهمه طلسم و ول جای خوش تو کجاست؟

 

نمیخوام دربدر پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شم

 

تا مطلبی دیگر باز هم شما را به اهورامزدا میسپارم

به خدای پاکی و مهر به آفریننده عشق و آب

پایدار باشید و جاودانه سبز

بدرود

داش نیما

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 14:20  توسط داش نیما | 
 
منزلگه داش نیما
پل ارتباطی شما با داش نیما
موزه دل نبشته و دست نبشته ها
دو کلوم از داش نیما
زندگی یک گل سرخ است پر از عطر و پر از خار و پر از برگ لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و خارو گل و برگ همه همسایه دیوار به دیوار همند...

تا مرز خواستن ، قسمت نما اراضی اندیشه مرا دروازه ای بساز ، با دست مهر خویش تا رهگذر یاد تو از آن گذر کند ....

لینک دونی داش نیما
تایپ فارسی
وب سایت رسمی گروه مستان (پرواز همای)
وبلاگ رسمی گروه مستان (پرواز همای)
فرم اهدا اعضا
اهدا اعضا پس از مرگ
Samnoise
آمازون
بارنز اند نوبل
علی بابا
کاریابی و مشاوره شغلی سفیر
پرداخت
شاپ پرشین
رژیم درمانی برای شما
تموم لینکهای داش نیما
موزه دل نبشته های داش نیما
بهمن 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1384
رفیق رفقای داش نیما
زهرا شاهپوری
جایی برای خاطره ها ( ماریا )
آتیشپاره ( ساره )
به کلبه عشق خوش آمدید ( پریسا )
کاش نقاشی چشمانت ز یادم برود ( ستاره اهورا )
تقدیم به تمام عاشقان ( فائزه جون )
روشنی شبهای سایه ( سایه )
آرام سرزمین ذهن من... ( آلبالو گیلاس )
دهکده اطلاعات (کاوه)
یاس تنها( سارا خانوم گل )
کاش با تو بودم .... ( افسانه )
و اما عشق (ارسلان)
بیا تا عاشق بشیم ( بهار خانوم )
تارمیتا باورد ( سارا صولتی )
عشق زیباست ( عاشق واقعی )
مرهم عشق ( یاس و یوسف )
آوای دل من ( دختر باران )
چشمه سار ( سحر خانوم )
...!!! ( الهام )
پائیز ( میترا )
فراموشم نکن ( لیدا و حمید )
عشق به پروانه ( سهیل شیرانی )
؟؟؟؟ ( مهشید )
صفر عاشقی ( سحر )
بیاد آرزوهام سکوتی میکنم به سنگینی فریاد ( الهام )
یک عاشقانه آرام ( نیــــــــاز )
جنبش برابری حقوق انسانی ( انسان آزاد )
قلی نامه ( قلیوش )
ایسکرا ( اوسا علی )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان